هی لعنتی میخواهم توصیفت کنم! خیاط نبودی

هی لعنتی میخواهم توصیفت کنم! خیاط نبودی .... اما خوب وصله ها به من زدی آشپز نبودی.... اما چه آش چربی برایم کفاشم نبودی .... اما چه به اندازه کفش رفتنم را دوختی و من..... دیوانه نبودم..... اما چه دیوانه وار دوستت....میدارم هنوز.!
دیدگاه ها (۱)

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞¹شب از نیمه گذشته بود.شما هنوز برنگشته بودین خو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

نمیدونم اسمش چیه:(

جدایی

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط