part

part .4.
&داشتمم می بردمش درمانگاه نزدیک دانشگاه توی راه یک دفعه بی هوش شد اومد که بیافته که گرفتمش و براید استایل بغلش کردم رسیدم پرستار یک تختو بهم نشون داد جی یون را گزاشتم روش پتو کشیدم و با نگرانی گفتم ..اسیب دیده لطفا.. دکتر گفت اروم باش حالش خوب میشه چندتا پرستار اومدن زخمش رو پانسمان کردند و رفتن گفتن.. بخاطر درد بی هوش شده یکم دیگه بهوش میاد .. و رفت . من نشستم کنار تختش نیم ساعت که گذشت چشاش باز شد –حالت خوبه ..+..چجوری پیدام کردی ..-..تهیونگ بهم درباره ی پسر مدیر گفته بود..+..اون پسر مدیر بود..-..چه توقعی داشتی فکر کردی چرا گفتم از مدیر بدم میاد ..+..ازت ممنونم اگه نیومده بودی معلوم نبود چه بلایی سرم میاد ..- همش بخاطر تهیونگه اگه نگفته بود الان نمی تونم بگم چی می شد ..+..خ خ پس راست میگه که تو پسرشی شبیه کسایی هستی که دارن از بابا شون تعریف می کنن..-.. این جوری نیست ..
*بلند شدیم رفتیم بیرون که چشمم به گردن جوگ کوک افتاد گفتم +..همین جا وایستا برم از دارو خانه چیزی بگیرم.. اوکیی نشون داد رفتم دارویی که روی زخم میزنن با چسب زخم گرفتم قایمشون کردم به کوک گفتم بشینه نشست گفتم +..این چقدر قشنگه بالای سرت ..سرش را برد بالا منم از پاینش به گردنش پماد زدم همونجور که نگاهشو به من دوخته بود گفتم+..تکون نخوریا بخاطر من زخمی شدی چجوری جرعت کردی درمانش نکنی ..-..دستتو اوردی بالا درد می گیره ..+..نه اصلا..تموم شد سرش را اورد پایین گفت -..الان حس خوبی دارم..
راه افتادیم سمت خوابگاه داشتم می دویدم گفت ندو داشتنمب پریدم گفت نپر گفتم+..مگه من بچتم خودم می دونم چیکار کنم چیکار نکنم بابایی..-..الان من شدم بابت..+..اره تهیونگم بابا بزرگمه..اینو گفتم فرار کردم اونم دنبالم بود رسیدم خوابگاه اونم تسلیم شد همش بهش می گفتم بابایی ولی با اون عضله ها تو ذهنم ددی بوود یه ددی خوب .ساعت 2 نصف شب بود که خوابم برد اتاقانون یکی بود اما تختمون جدا. صبح که پاشدم تهیونگ روی جونگ کوک بود. میخواستم از خنده پاره شم که خجالتم نزاشت

از اتاق اومدم بیرون که کتفم تیر کشید . روی مبل دراز کشیدم نمی دونم چرا و کیی خوابم برد .
& با تهیونگی که کنارم بود بیدار شدم گفتم -.. برو اونور تا جی یون اینجوری منو ندیده.. گفت..نگران نباش وقتی خواب بودی دیدت برای اینکه خندش نگیره رفت بیرون که نخنده..-.. کیم تهیونگ تو چیکار کردی.. گفت ..انقدر برات مهمه..-..اره میخوای چیکار کنی حتی بیشتر از اون که فکرشو کنی ..اینو با لرز صدام گفتم تهیونگ داشت می خندید گفت..از کی تا حالا پسرم انقدر شجاع شده .. -.. دیشب ..گفت .. حالا که به جمله ی پسرم کار نداشتی یعنی موافقی حالا بگو دیشب چی شده..-..الان که فکر میکنم واقعا عین بابامی پس مشکلی نیست..بعدم همه ی ماجرای دیشب را بهش گفتم و سه هو شی صدا مون زد که بیایم بیرون اومدیم بیرون جی یون روی مبل خواب بود تا وقتی که سه جو شی یجوری داد زد که..پاشو دیگه..که هممون ترسیدیم
* با صدای جیغ سه جو پاشدم گفتم+..نکنه سگی چیزی دنبالت کرده جو گفت..پاشو دیگه ..+..همیشه از همه زود تر پا می شم حالا که..می خواستم بگم شونم اسیب دیده که ادامه ندادم سه جو گفت .. حالا چییی..+..هیچی بابا خستم ..+.. سه اوو جون شی کجا هستن که به ما افتخار نمیدن.. سه هو گفت..خونه ی رفیقشه امروز جمعه است .. +..اها ..یکم همه ساکت شدند همه پایه گوشی اشون بودن که سه جو گریه کنان رفت تو اتاق سه هو با ترس گفت جی یون مقاله.....سه یون ..
این مقاله بود
«گروهی که در ازمون دانشگاه قبول شدند ایا سه نفر بودند
شواد نشون میده سه سال پیش لی جی یون و جانگ سه یون به امریکا رفتند وفقط لی جی یون برگشت ومبنا بر حرف هایی که زمان تشکیل جنازه گفته شده بخاطر لی جی یون.................................................................................................................................................. یعنی لی جی یون قاتل دوست صمیمیشه........................................................................................................................................ چطور تونسته......................................................................................................................................................ایا بخاطر شهرتش بوده....................................................................چرا نگفته بودن مردده وگفته بودن که رفته سفر...............................................................................................»
دیدگاه ها (۰)

part.5.داشتم می خواندم که بی صدا دوتا دونه اشک از چشمام داشت...

part. 6.اینا رو با اشک توی چشاش گفت اونجا بود که دلیل دعوا ه...

😭😭😭😭😭😭

part .3.تو سلام کردیم مدیر به جی یون نگاه می کرد گفت.. از کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط