حیاط خانه ما تنهاست

حیاط خانه ما تنهاست
‌‌


در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتد
شب ها صدای سرفه می آید
حیاط خانهٔ ما تنهاست
دیدگاه ها (۱۱)

‌‌احمق منم که فکر میکنم هنوزمسکن دواست!‌بهرام_نورایی‌

کاش میشدخوبی راهمبایک دکمه تکثیرکرداین کوچه هابرای زنده ماند...

وقتی آدم به چیزی که می‌ خواهد نمیرسدزیاد دور نمیرود‌!!همان ح...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط