دست

دست
در کوپه وبستر
حضور مانوس ِ دست تو را
می جوید،
و به راه اندیشیدن
یاس را
رج می زند
بی نجوای ِ انگشتانت
فقط.-
و جهان از هر سلامی خالی است_

احمد شاملو
دیدگاه ها (۵)

مــن همیشــه به نــظر و مخاطــب خاصــم احتــرام میــذارم..مث...

تصویرت در شبکه اجتماعیبا چادر و روسریلبخندی ملیح و نگاهی که ...

خیلیا خوب حرف می زنند ...امای پای عمل که میاد گند می زنند .....

الان كه خوب فكر ميكنم ميبينم ديگه لايك هاتون خوشحالم نميكنه ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁸مهم نیست که دیگران چی میگنواژها‌ و اندیشه ها ...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

#کوه‌ها_در_فاصله_سردند_دست_در_کوچه_و_بسترحضور مانوس دست تو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط