پســر : سـلـام عــزیـــزم، چطــوری؟

پســر : سـلـام عــزیـــزم، چطــوری؟
دختــر : سـلـام گلـــم، خیـلی بــد ..داغونم
پســر : چــرا؟ چی شــده؟
دختــر : بـایـد جـدا بشیـــم.. البته مجبورم
پســر : چـــــــــرا ؟
دختــر: یــه خـانـوادہ ای مـن رو پسنــدیــدنּ واســه پســرشــون، خـانـوادہ منــم راضیـنּ .. الـانــم بـایــد ازت تشکر کنــم بخـاطـر همـه ی این عشق پاکی که بهم داشتی و همه چیــز و بـایــد بــرم خــونـه
 چــونּ مـــادر پســرہ اومــدہ میخــواد مــنּ رو ببینــه…
 پســر : اشکات رو پــاڪ کن…تــا بهتـــر جلــو چشــم بیـــای…
 چــونּ مــادرم نمیخــواد عــروسـش رو غمگیـنּ ببینــه… .
دیدگاه ها (۶)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

شهید علی قاریان‌پور، چهاردهم مرداد ماه سال ۱۳۴۳ در شهر قزوین...

Do I love him, or do I hate him?P:⁸ویو کوک بعد از بوسه دیشب ...

عشق معشوق ویو کوک نمی دونم چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیده ش...

the first lie

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁶....

پارت ۲۸ وقتی به خونه‌ی مادربزرگم رسیدم، از همون دم در صدای ح...

P6 .PRISON MAFIA.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط