از در بالا رفتم

از در بالا رفتم


پله ها را باز کردم
لباس خوابم را خواندم و دکمه های
دعایم را بستم
ملافه را خاموش کردم و
چراغ خواب را روی سرم كشيدم
آخ...
از دیشب که مرا بوسید، همه چیز
را قاطی کرده ام...

#خاص
دیدگاه ها (۴)

آفتاب قد کشیده تابستون خبیکم حرف بزن حرف که میزنی انگار در ل...

#عکس_نوشته

❣‍ چشمانت❣زیباترین شعرمن است❣غزل می بارد❣از نگاه آسمانیت❣نگا...

دَردِ مَــنتَنهـآیـے امــ نیستـــ دَردِ مَـن ایـن اَسـتـــ ...

رمان تهیونگ

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۹اخ.. بي صدا بازش کردم. از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط