رمان بدون من
رمان بدون من
پارت ۳
یه روز رندوم دوست پسر رزی حدود ساعت ۹ صبح بیدار شد و رفت صبحونه خورد و مثل همیشه رفت تا با دوست دخترش که باهاش داشت به رزی خیانت میکرد چت کنه و باهاش قرار بزارن...
وای گوشیش نبود!
همه جا رو گشت،،،از پشت مبل تا حتی بالای یخچال میخواست به رزی بگه ولی رزی نبود
فکر کرد حتما کار داره و ۲ ساعت صبر کرد تا اینکه دید تلفن خونه داره زنگ میخوره
+بله؟؟؟؟
-شما شیونگ هستین درسته؟
+بله
-خواستم بگم بانو رزی خونه و حتی شهر محل زندگیشان رو عوض کردن
+چ...چی؟
ادامه پارت بعددددد
#mahoor
پارت ۳
یه روز رندوم دوست پسر رزی حدود ساعت ۹ صبح بیدار شد و رفت صبحونه خورد و مثل همیشه رفت تا با دوست دخترش که باهاش داشت به رزی خیانت میکرد چت کنه و باهاش قرار بزارن...
وای گوشیش نبود!
همه جا رو گشت،،،از پشت مبل تا حتی بالای یخچال میخواست به رزی بگه ولی رزی نبود
فکر کرد حتما کار داره و ۲ ساعت صبر کرد تا اینکه دید تلفن خونه داره زنگ میخوره
+بله؟؟؟؟
-شما شیونگ هستین درسته؟
+بله
-خواستم بگم بانو رزی خونه و حتی شهر محل زندگیشان رو عوض کردن
+چ...چی؟
ادامه پارت بعددددد
#mahoor
- ۳۱۳
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط