همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت

همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت

انکه در خواب نرفت چشم من و فکر تو بود



سعدی
دیدگاه ها (۹)

شبیه مردی با چارچرخه ای بیکارپر از کلافگی چهار راه مولوی امد...

من شاعر ته مانده های تلخ دردم...!!تو!! قهوه ات را نوش کن بان...

گفتنی نیستولی بی توکماکان درمننفسی هستدلی هستولی جانی نیست.....

یکی رد شد شبیه او , پر از ابهام و تردیدمهمین که دیدمش جا خ...

شب و زندگی

عاشقانه های شبنم بیادخان بابا

هر که دلارام دید از دلش آرام رفتچشم ندارد خلاص هر که در این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط