خدایا...

خدایا...
آغوشت را امشب به من می دهی؟
برای گفتن ، چیزی ندارم !
می شود من بغض کنم ، تو بگویی : مگر خدایت نباشد که اینگونه بغض کنی...
می شود من بگویم : خدایا...؟
تو بگویی : جان دلم
می شود بیایی ؟ تمنا میکنم..
گله دارم.. از کی نمیدانم ... از چه نمیدانم...!
این روزها دردی برمن سنگینی میکند
که نمیدانم دلیلش چیست ، کیست!
بی حس شده ام خسته شده ام
از تمام جهات...!
دلم اطمینان میخواهد ، اندکی آرامش...
دیدگاه ها (۴)

ررﻭﺯﻱ ﻳﻚ ﻣﺮﺩ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ پسر ﻛﻮﭼﻜﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻩ ﺑﺮﺩﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ...

تخت پادشاهیروزی بهلول وارد قصر هارون الرشید شد و چون مسند خل...

دختري با پدرش میخواستند از یک پل چوبي رد شوند. پدر رو به دخ...

بسم الله الرحمن الرحيمﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ (ﻋﻠﯿﻪ ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن ، چیزی ندارم !م...

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن ، چیزی ندارم !م...

خدایا...آغوشت را به من می دهی؟برای گفتن ، چیزی ندارم !می شود...

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن ، چیزی ندارم !م...

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن ، چیزی ندارم !م...

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن ، چیزی ندارم !م...

خدایااااااا

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن،چیزی ندارم !می ...

خدایا...آغوشت را امشب به من می دهی؟برای گفتن،چیزی ندارم !می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط