خدایا

خدایا...

آغوشت را امشب به من می دهی؟
برای گفتن،چیزی ندارم !
می شود من بغض کنم،
تو بگویی:مگر خدایت نباشد که اینگونه بغض کنی...
می شود من بگویم :خدایا...؟
تو بگویی:جان دلم
می شود بیایی؟
تمنا میکنم..
گله دارم...
از کی نمیدانم ...
از چه نمیدانم...!
این روزها دردی برمن سنگینی میکند
که نمیدانم دلیلش چیست،کیست!
بی حس شده ام،
خسته شده ام
از تمام جهات...!
دلم اطمینان میخواهد اندکی آرامش.
دیدگاه ها (۱)

هیچ وقت ...هیچ وقت به هیچ چیز وبه هیچ کس تکیه نکنجز خودت ...

می تراود مهتاب،می درخشد شبتاب.نیست یکدم شکند خواببه چشم کس و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط