از همه ناشکری هام خجالت کشیدم،

از همه ناشکری هام خجالت کشیدم،





وقتی
پسر بچه فلجی را دیدم که به خدا می گفت :


"خدایا
ازت ممنونم مرا در مقامی آفریدی که هر کس "من"را می بیند "تو" را شکر میکند..."
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

ابو هاشم نقل کرده، می گوید: در تنگنای معیشت بودم، خواستم از ...

خدایا...سفید مطلق نیستم که مستحق بهشتت باشم؛سیاهِ مطلق هم نی...

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

عاشقانه های شبنم

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

کصشرای چندسال پیییش

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده میپرسی💜پارت۳(l...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط