خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

راحت جان و شفای دل بیمار آنجاست

من در این جای همین صورت بی‌جانم و بس

دلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاست

سعدی
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

#🦋 شاعرانه_مندلم اندر طلبِ یار، گرفتار بگشتعقل حیران و پریشا...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

تقدیم به همه دنیام:🫀🫂تير مژگانت دلم را خسته كرد             ...

✋سلام امام زمانم مهدی جان مولای غریبم هر چه قدر زمانه سخت شو...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

عاشقانه های شبنم

درد دل با آقا امام زمان😭سلام یا مهدی جانم مولای مهربانم دلم ...

Attar-050705

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط