زندگی هر آنچه را که می خواستم به من داد و بعد به من فهمان

زندگی هر آنچه را که می خواستم به من داد و بعد به من فهماند که آن چیز اهمیتی نداشت ...


ژان پل سارتر
سارتر در آغوش مادرش

تکراریه ولی مناسب الانه منه !
دیدگاه ها (۸)

اگر گذشته هنوز اذیتت می کنهپس هنوز نگذشته

به قلبت رجوع کناگر حالت خوبستبه باورهایت ایمان بیاوراگر حالت...

من فراموش کرده بودم همه روزای خوبواومدی آفتابی کردی تن سرد غ...

بیش از حد فکر نکن و مشکلاتی که اصلا وجود ندارن رو برای خودت ...

✲ و در پایانهمه چیز را رها می‌کنیم و بدون هیچ چیزی می‌رویم.....

پارت ۳۹پدرم مرده بود.برای اولین بار بعد از سال‌ها توانستم او...

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

در هشتاد سالگی، گابریل گارسیا مارکز(نویسنده، روزنامه‌ نگار و...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط