جینا میگم بابا
جینا میگم بابا
جین جانم
جینا تو و مامان دیشب چرا داشتید همو میزدید
جین*خیلی شوکه*چی؟ کی؟ کجا؟
جینا دیشب روی تخت مامان هی داد میزد و تو هم صدای کتک زدن با دستت میومد
ادمین *فعکککک نکنم دعوت میکردنا *
جین خوب میدونی چیزهه
زینگ زینک
جینا در میزنن
جین تو ادامه ی غذاهارو بچین روی میز من الان برم درو باز کنم
ویو جین
این بچه ها گود زیلایی هستن برای خودشون
رفتم درو باز کردم پسرا بودن*منظورش اعضاس*
جین سلاممم
نامجون سلام داداش
بقیع سلام هیونگ
جین بیاید بشینید منو جینا داشتیم غذا اما ده میکردیم
تهیونک راستی سالگرد ازدواجتون مبارک
جین ممنونم ـ
کوک من فکر میکردم گردن گیرت خرابه هیونگ
جین گهگهگه *ادای کوک و در میاره*
جین بیاید کمک کنید
*یک ساعت بعد*
هوپی بالاخره تموم شد زن داداش کی میاد
جین نمیدونم
زینگ زینگ
شوگا مثل اینکه اومد
جین میره درو باز میکنه
جین سلام بیب
ات سلام عزیزم
جینهو سلام بابایی
جین سلام هندسام دو
ات یه زمانی من هندسام دو بودم
جین الانم هستی ۱۲۳
اعضا سوپرایززز
ات واییی*خرذوق*اینا برای منه*نه خواهرمن برا منه*
جین بیب فکر نکردی که سالگرد ازدواجمونو یادم رفته
ات میدونم تو هیچوقت یادت نمیره
جینا سلام ماماننننن
ات سلام جوجهههه
جین بیاید بشینید
همه دور میز نشستن
جین ات عزیزم برات یه هدیه ی ویژه دارم
راوی جین یک جعبه جلوی تو میزاره
ات *درشو باز میکنه*وای خیلی خوشگله
*یه گردنبد پروانه *
جین میدونی چون من خیلی پولدارم طلاشو برات خریدم
ات حالا نمیخواد پولاتو به روخ من بکشی
ات منم یه خبری دارم
جیمین چیه زن داداش
ات جین من حاملم
جین چیییییی
جینا پس به خاطر کتک های دیشبه
همه شروع کردن به خندیدن
ات راستش من خونه ی میا نرفتم رفتم سونو کرافی و ازمایش
جین یعنی یه عضو جدید توی خانواده داریم
ات نمیدونم دکتر گفت شاید دوقولو بود
جین هوراااا*داد*
ات چته سکته کردم
جین قرارع دوباره بابا بشم
اعضا و ماهم دوباره عمو میشیم
جینهو منم دوبارع داداش میشم
جینا منم دوبارا ابجی میشم ـ
ات بس کنید دیگع *خنده*
همه *خنده*
ات خیلی گرسنمه بیاید عذا بخوریم حتما
ویو ات
لبمو نزدیک لپ جین کردم و محکم بوسیدم
ات ممنونم که هکیشه به یادمی
جین منم ممنونم بیب که همیشه پیشمی ـ
و اون دو به خوبی و خوشی بعد از پشت سر گذاشتن کلی سختی به خوشبختی رسیدن❤
میدوتم ریدممممم
جین جانم
جینا تو و مامان دیشب چرا داشتید همو میزدید
جین*خیلی شوکه*چی؟ کی؟ کجا؟
جینا دیشب روی تخت مامان هی داد میزد و تو هم صدای کتک زدن با دستت میومد
ادمین *فعکککک نکنم دعوت میکردنا *
جین خوب میدونی چیزهه
زینگ زینک
جینا در میزنن
جین تو ادامه ی غذاهارو بچین روی میز من الان برم درو باز کنم
ویو جین
این بچه ها گود زیلایی هستن برای خودشون
رفتم درو باز کردم پسرا بودن*منظورش اعضاس*
جین سلاممم
نامجون سلام داداش
بقیع سلام هیونگ
جین بیاید بشینید منو جینا داشتیم غذا اما ده میکردیم
تهیونک راستی سالگرد ازدواجتون مبارک
جین ممنونم ـ
کوک من فکر میکردم گردن گیرت خرابه هیونگ
جین گهگهگه *ادای کوک و در میاره*
جین بیاید کمک کنید
*یک ساعت بعد*
هوپی بالاخره تموم شد زن داداش کی میاد
جین نمیدونم
زینگ زینگ
شوگا مثل اینکه اومد
جین میره درو باز میکنه
جین سلام بیب
ات سلام عزیزم
جینهو سلام بابایی
جین سلام هندسام دو
ات یه زمانی من هندسام دو بودم
جین الانم هستی ۱۲۳
اعضا سوپرایززز
ات واییی*خرذوق*اینا برای منه*نه خواهرمن برا منه*
جین بیب فکر نکردی که سالگرد ازدواجمونو یادم رفته
ات میدونم تو هیچوقت یادت نمیره
جینا سلام ماماننننن
ات سلام جوجهههه
جین بیاید بشینید
همه دور میز نشستن
جین ات عزیزم برات یه هدیه ی ویژه دارم
راوی جین یک جعبه جلوی تو میزاره
ات *درشو باز میکنه*وای خیلی خوشگله
*یه گردنبد پروانه *
جین میدونی چون من خیلی پولدارم طلاشو برات خریدم
ات حالا نمیخواد پولاتو به روخ من بکشی
ات منم یه خبری دارم
جیمین چیه زن داداش
ات جین من حاملم
جین چیییییی
جینا پس به خاطر کتک های دیشبه
همه شروع کردن به خندیدن
ات راستش من خونه ی میا نرفتم رفتم سونو کرافی و ازمایش
جین یعنی یه عضو جدید توی خانواده داریم
ات نمیدونم دکتر گفت شاید دوقولو بود
جین هوراااا*داد*
ات چته سکته کردم
جین قرارع دوباره بابا بشم
اعضا و ماهم دوباره عمو میشیم
جینهو منم دوبارع داداش میشم
جینا منم دوبارا ابجی میشم ـ
ات بس کنید دیگع *خنده*
همه *خنده*
ات خیلی گرسنمه بیاید عذا بخوریم حتما
ویو ات
لبمو نزدیک لپ جین کردم و محکم بوسیدم
ات ممنونم که هکیشه به یادمی
جین منم ممنونم بیب که همیشه پیشمی ـ
و اون دو به خوبی و خوشی بعد از پشت سر گذاشتن کلی سختی به خوشبختی رسیدن❤
میدوتم ریدممممم
- ۵.۷k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط