مست در آغوش عشقت پادشاهی می کنم
مست در آغوش عشقت پادشاهی می کنم
روی پا انداختم پا و خدایی می کنم
.
هی مژه برهم زدی آتش به جانم ریختی
دلبری کردی که حالا دلربایی می کنم
.
تا پلنگیدی میان خواب های رنگی ام
عهد کردم چشم هایت را هوایی می کنم
.
سخت جانی کردم و حالا بدست آوردمت
تا تورا می بینم احساس رهایی می کنم
.
دوری از آغوش من گاهی و ... فکرش را نکن
چون به زخم فاصله بی اعتنایی می کنم
.
تا شما ماه شبم باشی و خورشید غزل
من خودم کابوس هارا مومیایی می کنم
.
باشد اصلن هرچه می گویند چشمانت قبول
من که گفتم ناز چشمت را گدایی می کنم
.
کهربایی چشم من، ای چشم هایت معجزه
خستگی های تورا دعوت به چایی می کنم
.
عشوه می ریزم به جای چای توی استکان
با همین ترفند از شب رونمایی می کنم
.
در نبردی تن به تن با دکمه پیراهنت
گرم این لشگر کشی ، کشورگشایی می کنم
.
بند بند این قلمرو تحت فرمان من است
چون تو تسلیم منی خوش اشتهایی می کنم
روی پا انداختم پا و خدایی می کنم
.
هی مژه برهم زدی آتش به جانم ریختی
دلبری کردی که حالا دلربایی می کنم
.
تا پلنگیدی میان خواب های رنگی ام
عهد کردم چشم هایت را هوایی می کنم
.
سخت جانی کردم و حالا بدست آوردمت
تا تورا می بینم احساس رهایی می کنم
.
دوری از آغوش من گاهی و ... فکرش را نکن
چون به زخم فاصله بی اعتنایی می کنم
.
تا شما ماه شبم باشی و خورشید غزل
من خودم کابوس هارا مومیایی می کنم
.
باشد اصلن هرچه می گویند چشمانت قبول
من که گفتم ناز چشمت را گدایی می کنم
.
کهربایی چشم من، ای چشم هایت معجزه
خستگی های تورا دعوت به چایی می کنم
.
عشوه می ریزم به جای چای توی استکان
با همین ترفند از شب رونمایی می کنم
.
در نبردی تن به تن با دکمه پیراهنت
گرم این لشگر کشی ، کشورگشایی می کنم
.
بند بند این قلمرو تحت فرمان من است
چون تو تسلیم منی خوش اشتهایی می کنم
- ۳.۶k
- ۰۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط