وقتی که پلک پنجره‌ها باز می‌شود

وقتی که پلک پنجره‌ها باز می‌شود
چشم غــزل به آمـدنت ناز می‌شود

آبــی ‌تر از تغـــزل باران شـــود دلم
وقتی که لحظه، لحظه‌ی پرواز می‌شود

در من حلول کرده خزان بی حضور تو
اردیبهـشت‌ها ز تو آغاز می‌شود

در لحظه‌های روشن باران و ناودان
کوچه پراز طراوت آواز می‌شــود

باران که از حضور شما شاعرانه شد
با آفتاب چشم تو دمساز می شود

#سیدجبار_عزیزی
دیدگاه ها (۲)

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

پلک زدن هم گاهی زیادی طولانیست، وقتی دل از تماشای یک نگاه سی...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

جاده بی راهه

نقطه ی آرامش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط