حسین غریب مادر
حسین غریب مادر
امشب یه مادر قد کمان،پهلو شکسته
پا می نهد در کربلا با حال خسته
زهرا به گود قتلگاه آید دوباره
شاید به زخم حنجری مرهم بزاره
هر جمعه شب بالا سر قبر حسینه
عالم ز سوز ناله اش در شور و شینه
گوید عزیزم از چه شد جسم تو بی سر؟!!
ای تشنه لب! ای بی کفن! غریب مادر...
امشب یه مادر قد کمان،پهلو شکسته
پا می نهد در کربلا با حال خسته
زهرا به گود قتلگاه آید دوباره
شاید به زخم حنجری مرهم بزاره
هر جمعه شب بالا سر قبر حسینه
عالم ز سوز ناله اش در شور و شینه
گوید عزیزم از چه شد جسم تو بی سر؟!!
ای تشنه لب! ای بی کفن! غریب مادر...
- ۳.۱k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط