تو عروسی بودیم ، گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه ، ک

تو عروسی بودیم ، گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه ، کوتاهم نمیاد یه بند وسطه!!!😒












یهو خانم کناریم گفت :ببخشید ! اون دختر نیست
پسر منه! !!!
گفتم :وای ببخشید شما مادرشین؟😰
سرخ شد و گفت :خجالت بکش!!! من باباشم!😐
تو روحشون چقد خوب آرایش کرده بودن
دیدگاه ها (۱۸۲)

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑فردا عروسی بودویو انیا چقدر خستم (یهو ...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

سناریوی قفل آبی پارت یک

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

پارت ۲۲

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

پارت ششم

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط