پیامبری از کنار خانه ما عبور میکرد .

پیامبری از کنار خانه ما عبور میکرد .

لباسهای ما خاکی بود
او خاک روی لباسهایمان را به اشارتی
تکاند

لباس ما از جنس نور شد
وما قلبمان را زیر لباسمان دیدیم .
دیدگاه ها (۱)

صنما چنان لطیفی که به جان ما درایی صنما بحق لطفت که میان ما ...

یا رسول الله مددی ان میر مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو وا...

عید امد و عید امد

عرض ارادت

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

༒ 𝘽𝙡𝙤𝙤𝙙𝙮 𝙑𝙖𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚 ༒ __ ___ part 1باران شدیدی می‌بارید ...

[]عمارت عشق[]Part:7چویا رفت خونه . هیکارو خیلی ازش کار کشیده...

دردسر های بچه داری پارت ۱

رمان تهیونگ و جنی

پارت ۱۵ ( پایانی)

پارت شش

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط