starry night 🌃

starry night 🌃

part 27


علامت خواهر جونکوک جنا ( ✓ )


✓ سلامم داداشیی ( با ذوق جونکوک رو بغل میکنه)

_ سلام جنا این دوست دخترمه ات، ات این خواهرمه جنا

+ سلام ( لبخند)

✓ سلامم با من بیا تا به مامانم معرفیت کنم

+ یه نگاهی به جونکوک کردم که جونکوک با علامت سرش بهم گفت که برم

✓ خبب این مامانمه

علامت مامان جونکوک ( ♕ )

+ سلام خوشبختم من پارک ات هستم ( به مامان جونکوک دست میده)

♕ سلام دخترم ( با لبخند)

✓ خبب تو چجوری با اقای اهنی ما اشنا شدی

+ از حرفش خندم گرفت و اومدم بهش جواب بدم که یک دختر با لباس کوتاه و بشدت باز به سمتون اومد


پایان.


لطفاااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻
دیدگاه ها (۶)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

اجوما: دخترم جیمین گفت شب قراره به یه مهمونی برین ساعت پنج ح...

رمان{ برادر ناتنی } پارت ۹

وقتی هم دانشگاهی هستین وفلیکس عاشقت میشه

part2My beautiful vampireویو ات وقتی پسره وارد شد موجونم سی...

عذابپارت ۵ویو ات:رفتیم تو و دیدم که نصف اونایی که تو پارتی ب...

My wild mafia پارت 33

ارباب مرگبار من: پارت ۶_تو با من مگه چیکار داری؟+چرا اون لبا...

مرد پشت نقاب...

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟓 ات ویو: هعبب حوصلم سر رفتت◇سلامم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط