روی باغ شانه هایت هر وقت اندوهی نشست

روی باغ شانه هایت هر وقت اندوهی نشست

در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم
دیدگاه ها (۱)

کاش تکه ابری بودم می باریدم روی سرت می باریدم روی شانه هایت ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

دو پارتی از نامجون.---پارت ۱هق...هق...«چرااا...»صدایت از بس ...

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

my snow❄️#my_snowPT33ویو یونهو:چند ثانیه فقط به کوک نگاه می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط