گاهی دلم می‌خواهد

گاهی دلم می‌خواهد
بی‌خبر از همه‌چیز،
فقط کنار تو بنشینم...

نه حرفی،
نه پرسشی،
نه حتی نگاهِ طولانی؛

فقط شانه‌ات نزدیک باشد
و دستت در دستم.

بعضی عشق‌ها
برای گفتن نیستند؛
باید آرام
کنارشان نشست
و نفس کشید. 🤍
دیدگاه ها (۵)

گاهی دلم می‌خواهدبی‌خبر از همه‌چیز،فقط کنار تو بنشینم...نه ح...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟗سرنخ‌ها به یکی از خاندان‌های قدرتمند...

غروب...بعد از چای...ات و کوک دوباره به باغ رفتند.نسیم ملایمی...

پارت دوم_جایی میان ماچند روز بعد، همه‌چیز ظاهراً عادی بود.جو...

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

......//برده ی زیبا//......

{استاد جدید} پارت چهارم... ات بعد از کلاس مستقیم به خانه برگ...

گاهی عشق، از جایی شروع می‌شود که منطق هنوز نرسیده است. یکی ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط