طَبیــــب را خَـــــبر کـــُنید

طَبیــــب را خَـــــبر کـــُنید
به یاد آوَردم
یاد آن روز تَـــــلخ
آن بَدرَ قــــه
پشــــت قــَـدم هایَــــش را کاسه چَشــــــمانم خیس کــَـرده
به یاد آوردَم که از اَزل دیوانـــــه بــــوده
نمیدانـَــم دیوانه ی کــُـــدام دیوانه بـــــودم
که مــَـرا گوشـــــه نِشین این ویــــــرانه کرد
نَه نَه مَن تـــــــنها خود را فَرامـــوش کرده ام
او هَمیشه هســـــت
هَمین جا کنــــار مَن در خاطـــــــــراتم…
دیدگاه ها (۱)

دیگر سوسوی هیچ چراغی امیدوارم نمی کنددیگر گرمای دستی دلم را ...

همـچـون ساعـت شنی شــده امکــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزنـد...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

Anything

خاطراتِ معلق در نور

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط