#یک_جرعه_کتاب 📚

#یک_جرعه_کتاب 📚

پدرم به من گفته بود برو سراغ جایی که اول بهت پول می‌دهند و بعد امیدِ این که می‌توانی پول را برگردانی. این یعنی بانکداری و بیمه. آن چیزی را که واقعی است ازشان بگیر و به‌جایش یک تکه کاغذ تحویل‌شان بده. پول‌شان را خرج کن. باز هم خواهد رسید.
دو چیز محرکِ آن‌هاست: طمع و ترس.
یک چیز محرکِ توست: فرصت.
به نظر نصیحت خوبی می‌رسید. فقط مسئله این بود که پدرم وقتی مُرد کاملاً ورشکسته بود! 

📗 عامه پسند
✍🏻 #چارلز_بوکفسکی

📚 @BookTop
دیدگاه ها (۵)

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

50%Off

سند شماره۲۸فساد اخلاقی فرح پهلوی(شهبانوی پاکدامن)حسین فردوست...

متولدین بهمن ، خرداد ، آذر .فرار، راه چاره نیست بهمنی‌ها، خر...

السلام علیک یا بقیة الله الاعظم

♨️باز شدن راه تشرف به محضر امام زمان ارواحنا فداه بخاطر گذشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط