شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟
مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟

خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلام
خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا

غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..
من چرا تا صبح بیدارم؟ نمی آیی چرا؟

رفته ای! با خاطراتت اشک میریزم هنوز
باز غم در سینه میکارم نمی آیی چرا؟

ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا

نسخه ای پیچیده دکتر بوسه بر لبهای عشق
آه، محتاج پرستارم نمی آیی چرا

هیچ کس من را پرستاری به جز روی تو نیست
از تب این عشق، بیمارم نمی ایی چرا؟❤❤
دیدگاه ها (۲)

مستی ما مستی از هر جام نیستمست گشتن کار هر بدنام نیستما ز جا...

خــــــــــدایا داری با کـــــی لـــــج مـیکـــــنے ؟؟؟بــــ...

«سلام ، صبحتون بخیر»گاهی متفاوت باشبخشش را ازخورشید بیاموزکه...

تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توستنگاه من به دل پاک و جان طاه...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

## فصل سوم: سکوتِ پیش از انفجارمسیر رسیدن به خانه، مثل یک کا...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

پارت: 9 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**جنگ‌های دبیرستانی همیشه از...

مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟خسته ام از درد ، از آهنگ ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا ؟ مثل باران ، تند میبارم نم...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط