یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره

یه مسافر یه غریبه یه شبم بی پنجره
میروم با کوله بار سرگذشت و خاطره
خسته ام از خستگیها خسته ار این لحظه ها
می شمارم لحظه ها را بر نمی آرم صدا
قصه های من غمگین اگه تلخ اگه شیرین
می روم تا واسه فردا بسازم دنیای رنگین
هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده
نمیبینم همصدایی این هم از بخت منه
من پر امید اما دلم در التهابه
میرم که تا در غربتم نوری بتابه
ای زندگی بیزارم از بیهوده بودن
میرم که تا پیدا کنم فردای روشن
هر جا میرم همه میگن یه غریبه اومده
نمیبینم هم صدایی این هم از بخت منه
دیدگاه ها (۴)

پازل دل کسی رو بهم ریختن هنر نیست!هر وقت تونستیبا تیکه های ش...

شبتان خوش . فردایتان زیباتر از فرداهای قبل

شبتان خوش . فردایتان زیباتر از فرداهای قبل

پارت : 10فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

«Last part» •sad rose•(-متن نامه-) (سلام اوپا،وقتی این نامه ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

(خون و عشق)

TEN YEARS OLD LOVE ⁵

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط