هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید

هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید
قلبم با لهجه ی شیرین سکوت ، فقط تو را می خواند
تو را می خواهم با تمام قلب و روحم
تو را که از من با من مهربانتری
تو را که در چارچوب نگاهت مهربانی قاب شده است
و با هر لبخندت ، هزاران پروانه ی شوق در دلم به پرواز در می آیند،، عماد جان دوستت دعرم
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

عاشقانه های شبنم

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط