از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ن

از اتاق در اومدم رفتم اشپزخونه،به مامانم میگم مامان جون ناهارم رو میدی بخورم.
گفت واسه تو ناهار درست نکردم!!!؟؟
گفتم یعنی چی؟
گفت:برو ناهارتو دانلود کن با بچه های گرو ه دور همی بخورید..!
دیدگاه ها (۷)

کامنت پلییییز

رایگان بدون قرعه کشی برنده یک دستگاه گلکسیS6شوید〓✔〓اموزش دری...

نماز روزههاتون قبول باشه

هرچی اسم بود گذاشتم.....اگه اسمتون نیس دیگه ببخشید.....

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت1بدترین هم اتاقی دنیابعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه ...

فیک تهیونگ

KIM V

رومان عشق مافیا پارت 30از زبان ا/تضد عفونی کردن زخماش تموم ش...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

رمان

اونـ_مالـ_منهـ𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟒 جیمین:کجاا میریمشوگا:با بچه هاا جون کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط