شاید عجیب باشد!

شاید عجیب باشد!
دیدن مردی که
هر روز می آید کافه....
به یاد دیگری دو فنجان قهوه سفارش می دهد...
یکی را می نوشد و می رود...

ولی من مردی را سُراغ دارم
هر روز می آید کافه...
به یاد دیگری دو فنجان قهوه سفارش می دهد...
هیچ کدام را نمی نوشد و می گوید:

بدون او که خوردن ندارد...
دیدگاه ها (۱)

چشمان تومعنای تمام جمله های ناتمامی ستکه عاشقان جهاندستپاچه ...

ﻫﻤﻪٔ .. ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ ..!.. ﺷﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ! ﻫﻮﺱ...

عقل درس حذر از عشق به دلها میدادزیر لب گفت دلم:خسته نباشی اس...

کنارم که هستی...زمان هم مثل من دستپاچه میشود...عقربه ها دو ت...

☕ عطرِ قهوه، عطرِ توژانر: عاشقانه | کافه‌ای | روزمره | آرام‌...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

🎭 آخرین نقشپارت پنجمروزهای فیلم‌برداری یکی‌یکی می‌گذشتند.لیا...

سهراب سپهری

پارت ۱

تکاپو پارت 9۴:کافه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دو روز بعد...هوای شهر، بعد از با...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۵چند ساعت بعد، هر دو روی زمین نشسته بو...

کافه گفتگو ایده ای که از یک سؤال ساده شروع شد:

خوب گشاد زیاد داریم و افراد خیلی کمی ژانر گفتن پسسس....یکی ا...

پارت نهم | امروز تو نیستیلیانا درِ کافه را باز کرد.همان بوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط