روزی میرسد برایت از شیطنتهایم میگویم و قاه قاه میخندم اما

روزی میرسد برایت از شیطنتهایم میگویم و قاه قاه میخندم اما از صدای خنده ی خود ب خودم می ایم و میبینم تو نیستی و من در خیال خود برایت حرف میزنم آه چه غمی مرا خواهد گرفت و چه شب هایی ک یاد همسفر مرا اندوهگین خواهد کرد...
روزی ک بگویم چقدر جای تو خالیست دردناکترین لحظه ها خواهد بود..

اما من همچنان دوستت خواهم داشت نه برای امروز نه برای فردا بلکه برای همیشه تا پایان عمر...
دیدگاه ها (۴)

میدونی اصلا ب فکرمم نمیرسید عاشق شدن چه جوریه یا اینکه ی روز...

این روزها شعرهایم بازی شان گرفته است! گاهی می بینم میان زمی...

دلم به حالِ پروانه‌ها می‌سوزد وقتی چراغ را خاموش می‌کنم ... ...

:-(

نامه بی نشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط