یه جفت جوراب داشتم خیلی باهم معاشرت داشتیم.تو دوران اوج ر

یه جفت جوراب داشتم خیلی باهم معاشرت داشتیم.تو دوران اوج رابطه مون یه لنگش گم شد....امروز کشو مو ریختم بیرون، یهو دیدم اون ته زل زده تو چشام....گفتم کجا بودی لوتی?!?!!گفت باس یه مدت با خودم خلوت میکردم، ولی تمام این این مدت بوی تورو میدادم.....بوییدمش....همون لحظه فهمیدم خیلی مرده!!!سنگم بود با اون بو پودر میشد تا الان
دیدگاه ها (۱)

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

#کپشن

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

I'm not jealouspart 32چند روزی از آخرین باری که جونگکوک رو د...

My lovely neighbor part : 65

#دوست_شیطون_منPart:2یهویی هیونجین یه مشت خوابوند تو صورت هیس...

پارت: 15 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*تو چشم‌هام زل زد و خیلی آر...

part : 46chapter : 2نمیدونم ... شاید دنیای بعدی بتونیم کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط