مافیایمن

#مافیای_من
P:24
(ویو ا.ت)

برگشتمو به فلیکسی نگاه کردم که منتظرم بود و گفتم
ا.ت: خب چیه؟

پوکر نگاهم کردو گفت
فلیکس: بابا یه لحظه ببند دنبالم بیا!!

با حرفش یدونه زدم پس کلش که فکر کنم مغز بچه جابجا شد

دستشو روی قسمتی که زده بودم و گزاشتو گفت
فلیکس: چته وحشی؟!

دستمو بالا آوردم تا دوباره یدونه بزنم پس کلش که درجا گفت
فلیکس: اوکی گوه خوردم

لبخند رضایت مندی زدمو دستمو پایین آوردم
که گفت
فلیکس: حالا میتونیم بریم؟

سرمو به معنی اره تکون دادم که جلوتر از من راه افتاد

داشتیم از حیاط پشتی خارج می‌شدیم
وارد جایی شده بودیم که من تاحالا ندیده بودم
البته من کلا ۳ روز اینجا مونده بودم تو کل اون ۳ روزم توی اون اتاق نحسو کوفتی بودم

بیخیال مرور خاطرات شدمو مشغول آنالیز دورو بر شدم

فضای سبز زیادی داشت و پر بود از انواع گل ها
فلیکس همینطور که پشتش بهم بود گفت
فلیکس: گل مورد علاقت چیه؟

با حرفش با یه حالت مسخره گفتم
ا.ت: حال داریا!! گل مورد علاقه کجا بود بابا؟

میتونستم قیافه ی متعجبشو حتی از اینجا هم ببینم
فلیکس: وا !! تو مطمعنی دختری؟

از اینکه هی رفتارامو بت بقیه دخترا مقایسه می‌کرد دیگه عصبی شده بودم پس گفتم
ا.ت: همه که نباید مثل دخترای دورو بر تو باشن این اخلاق منه و هیچ جاعم گفته نشده که همه ی دخترا مثل همن انقدر همچیزو به جنسیت ربط نده

بدبخت دهنش به کل بسته شد
اصلا انتظار این برخورد تندو نداشت

لعنتی به این زبونم که یه ثانیه آروم نمیشه دادم و برای اینکه از دلش در بیارم از پشت نزدیکش شدمو تو یه حرکت دستمو دور گردنش حلقه کردمو در حالی که راه میرفتیم با لبخند گفتم
ا.ت: خب!! چرا منو آوردی اینجا؟

پایان پارت ۲۴ 🤐
دیدگاه ها (۰)

#مافیای_من P:25(ویو ا.ت) ا.ت : خب!! حالا چرا منو آوردی اینجا...

#جزیره پارت 5+پام پیچ خورده دستش رو برد زیر کمرم و بلندم کرد...

#روانی_دوست_داشتنی_من P:4به سمت در رفتم و بازش کردم که با چه...

اطلاعاتی دربارش بدست بیارم که با زده شدن در اتاقم از فکر در ...

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط