کاش

کاش
آن
مقصدی
بودم
که تو را
مشتاقِ رفتن کرد
دیدگاه ها (۵)

نشسته می خوابمبا سری فرو رفته در یقهپرنده ای که درون من استآ...

شبـی در عــــالم مستی همین قـــــدر آرزو دارمکه مست از جای ب...

مارا دگر از؛طعنه ی دشمن گله ای نیستکان عهد که بستیم؛رفیقان ب...

خوشاآن‌دم که با ما یار خوش بود ...

سرآغاز راهی بودم مقصدی نامعلوم داشت، خیابانی پوشیده از ترس ،...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

کاش من آن خاکی بودم که تو را در آغوش می‌خواهد بگیرد. 🖤#دیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط