خواستم از خاطراتت

خواستم از خاطراتت
،تلخی اش را کم کنم

خاطرم آمد صدایت،
بی هوا بغضم گرفت

دست بر قابی زِ عکست
روی دیوار آورم

یادم آمد،چشمهایت
،بی هوا،بغضم گرفت.......
دیدگاه ها (۴)

قهر که میکنیدمراقب فاصله ها باشید،بعضی ها همین حوالی،منتظر ج...

هیچ وقت وارد گذشته هیچ کسی نشو و زیرو روش نکن ! حتی عزیزترین...

در زندگی یک روز هایی میشودکه دوست داری بزنی به بیابانبیابان ...

دلـــم برای مــداد سفید مـــیــسوزد.....!!!!‌ﭘﯿﺮ ﺷـــﺪﻡ ﺁﺧﺮ ...

پارت ۳

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁷همه چراغ ها خاموش بود و ت...

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط