میخواهم از تو قصه بخوانم که نیستی

میخواهم از تو قصه بخوانم که نیستی
امروز نو عروس غزلهای کیستی؟

یادش بخیر آن شب پاییز زیر ماه
با من تمام بی کسی ام را گریستی...

مهدی فر
دیدگاه ها (۱)

آرام شده‌اممثل درختی در پاییزوقتی تمام برگ‌هایش را باد برده ...

از بس که خدا عاشق نقاشی بودهر فصل به روی بوم، یک چیز کشید یک...

این روزها هوای سفر دارم. سفر به جایی دور یا چه می دانم شاید ...

وقت آن رسیده که همه چیز را تمام کنم. به پای این شب های سرد ن...

مالک جانم. شده ای با اینکه یارم نیستی.در دلم همواره هستی در ...

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط