یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم

یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم
تا رسیدم خونه پریدم توی موال و شروع کردم به باز کردن دکمه های پیرهنم
به دکمه آخر که رسیدم یادم افتاد عه نباید پیرهنمو دربیارم!
هیچی دیگه انقد خندیدم که همون یه ذره مقاومتی هم که داشتم از بین رفت و… بگذریم!
دیدگاه ها (۶)

فیک

زیبای کوچک فریبکار

#𝓟𝓪𝓻𝓽_4★وسوسه عشق ★از دید اکوتاگاوا ★با سر درد بدی از خواب ب...

#سه_و_سه_دقیقه𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ویو لیلی ___بعد از کافه…همه رفتیم سمت...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط