سرشارم

سرشارم

از شعرهای نچیده

روزهای نیامده

اتوبوسهایی مملو آدمیان که به تعطیلی می روند

قلبی که روی دست بهار مانده است

کفهای پر کشیده بر پر مرغانی که به سمت شمال می روند.


سرشارم از شکایت سنگها وقتی که در ترنم رودخانه ترک می خورند

سرشارم از برف، از ترنم انگور، نور

ودرانتظارم

از بن تاریکی آفاقم را روشن کنی

من برخیزم

ودردرخشش روزی دیگر

باقی زندگی را پی گیرم.

"شمس لنگرودی-ازکتاب رسم کردن دستهای تو"
دیدگاه ها (۰)

سرشارم از شعرهاي نچيدهروزهاي نيامدهاتوبوس هايي مملو از آدميا...

سرشارم از شعرهای نچیده،روزهای نیامده،اتوبوس‌هایی مملو آدمیان...

سرشارم از شعرهای نچیده روزهای نیامده اتوبوس هایی مملو آدمیان...

تو که دلدار نبودی؛ࡅ߭ࡐ‌ܝ‌ܩߊ‌ܘ☆میشه از پیج کوچیکم حمایت کنی:)#...

کلوا

پکهای پاکسازی 09171490263

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط