کارگر افغانی ، پایین یک ساختمان نیمه کاره. در حالی که معم

کارگر افغانی ، پایین یک ساختمان نیمه کاره. در حالی که معمار از بالای ساختمان صدایش میکرد که : یالا ، اون پایین چه میکنی !؟؟؟
با چشمانی نمناک به دوربین من خیره شده بود. شاید دلش تنگ شده بود برای وطنش. برای خانواده اش ....خسته و تنها.
دیدگاه ها (۳)

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

intertwined fate of two enemies-part 7

چند پارتی درخواستی The Little Witness(شاهد کوچک )Part:1خب سل...

پارت سوم: شروعِ یک بازیِ تازهصبحِ روز بعد، رزا در حالی که نف...

P⁴هاری هنوز به عکس خیره بود.سوآه پرسید: «هاری... چی رو یادت ...

[]عمارت عشق[]Part:7چویا رفت خونه . هیکارو خیلی ازش کار کشیده...

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

پارت اول: باران بعد از نیمه‌شبباران از عصر شروع شده بود و حا...

برادر ناتنی

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط