❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)

❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)
(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۲ (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)
وارد آن اتاق با تم سفید شدن خوشگل و با شکوهی داشت هرچند ات هرگز به همچنین هتل های لوکس و گرون قیمت نیامده بود و این هتل مخصوص ایدل و بازیگر های که برای چند شبی اجاره می‌رفتند
ات: خوبه .. زیر لبی گفت سپس روی مبل نرم نشست
جونگکوک آروم نگاهش کرد بلافاصله به دسته مبل تکیه داد دکمه کتش را باز نمود و از تنش بیرون کشید بر روی مبل انداخت ...
دخترک منتظر نگاهش کرد
ات: خب آقای عقل کل بگوشم ..
جونگکوک لبش را گزید. سپس جدی تو چشم های دخترک نگاه کرد
جونگکوک: اگه گفتی که زن هی متاهل اولین با. کجا خیانت شوهر خودش رو میبینن ؟ اگه جواب بدی هرچی ازم خواهی بهت میدم ...
دختر باهوش ای بود به خوبی می‌دانست که منتظر این کرد خبیص حتما کار های بدی بود خونسردی خودش را درونش ساخت سپس لبخند کجی زد به مبل پشت اش تکیه داد سپس با صدا آروم دخترانه گفت
ات: خوب از اونجایی که سه ساعت کامل نشده که همو بشناسیم خوب میتونم منتظر جنابعالی رو بفهمم
جونگکوک نرم خندید سپس نگاهش سمت تخت کشیده شد و خطاب به ات با لحن جدی ای گفت
جونگکوک: خب .. منظورم چی بود باهوش !
دخترک رد نگاه جونگکوک را گرفت سپس بلند شد درست جلو جونگکوک ایستاد و عمیق جدی چشم در چشم جونگکوک دوخت ...
ات: وقتی یک زن متاهل خبر دار میشه که وارد یه اتاق هتل میشه و شوهرش تو اون اتاق با زن دیگی میبینه درست نمیکنم ؟
جونگکوک تکیه اش را از مبل گرفت و ساف جلو آن دختر ایستاد قشنگ معلوم بود قد آن دختر خیلی از جونگکوک کوتاه نبود ...
جونگکوک: خب بزار رک بگم خانم ... میری لباساتو در میاری و رو تخت دراز می‌کشید همین کار انجام بده تا بعدشم نوبت من بشه سر وقت اون مار هفخت هم میاد
دخترک جدی نگاهش کرد و ابرو بالا انداخت درست بود انگار چیزی های مثل بوس فرانسوی یا بغل را داشت ولی لخت بودن دیگه زیادی بود ...
ات: نفهمیدم بدون لباس ؟
جونگکوک از جلو ات به سمت تخت رفت سپس پاکتی را برداشت و سمت دخترک پرت کرد
دختر زیرکی تند آن را با دستش گرفت و جدی نگاهش کرد جونگکوک یک تای ابرو بالا انداخت سپس دست تو جیب زل زد به ات
جونگکوک: به نظرت اینقدر عوضیم ؟
دخترک نفس عمیقی کشید
دیدگاه ها (۳)

˙⁠❥⁠˙⁠) معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۳ (⁠˙⁠❥⁠˙...

˙⁠❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۴(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)...

(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)معشوقه قراردادی من (⁠˙⁠❥⁠˙⁠)(⁠˙⁠❥⁠˙⁠)پارت ۱۱ (⁠˙⁠❥⁠...

فیک نویس https://wisgoon.com/weenifiction

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۴ات با شنیدن حرف جونگکوک، آرام ب...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

نام: قرارداد نفرتPart:63بعد از چند ساعت بازی و خنده، همه تقر...

ادامه ی پارت ۱۹۵

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁹﴿ویو ات﴾سنگینی عجیبی روی پلک‌هایم حس م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط