در جلسه ی امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید

در جلسه ی امتحان عشق من مانده ام و یک برگه سفید
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی شود، در این سکوت بغض آلود
قطره اشکی هوس سرسره بازی می کند و برگه سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می کشد
عشق تو نوشتنی نیست
در برگه ام کنار آن قطره یک قلب می کشم
وقت تمام است، برگه ها بالا…
دیدگاه ها (۶)

گــــاهی وقتهــا آدمهــااز یک جایی به بعــــــداز یک روزی به...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پ...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط