جی هون: الان دقیقا ۶ ساعته که دن بی بیرونه گفت تا ساعت 9

جی هون: الان دقیقا ۶ ساعته که دن بی بیرونه گفت تا ساعت 9 بر میگردم خیلی نگرانم نکنه....نکنه اتفاقی ...
خدمتکار: هیس هیچی نگو خودش میاد حالا تازه ساعت ۱۰ نگران نباش....
جی هون: باشه شاید تو ترافیک مونده نمیدونم من میرم بخوابم اومد بیدارم کن.

خدمتکار: جی هون ،جی هون تلفن کارت داره ...
جی هون: کیه؟؟
خدمتکار: نمیدونم یه زنه ؟
جی هون: بله شما بفرمایید ، دن بی تویی میدونی الان ساعت چنده کجایی چرا صدات میلرزه ؟

همون لحظه پشت تلفن صدای جیق دن بی توجه جی هون و خدمتکار رو جلب کرد !

جی هون : صدا چی بود حالت خوبه دن بی ..... دن بی ... الو الو ...
دن بی: داداش کمک کن کمککککککک...
دیدگاه ها (۰)

پارت سی‌ونهم | یک ساعتِ طولانیپارک لارااتاق در سکوت سنگینی ف...

دروغی که واقعی شد

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

پارت ۳خدمتکار: کی بود؟در همان لحظه که نفس جی هون بند آمده بو...

²⁵نیم ساعت بعد کوک: تمام شدیا/ت: آره کوک: حالت خوبه؟ ا/ت: آر...

p2

عشق سیاه و سفیدp30رفتم خونه ،در رو که باز کردم و سرپرست چو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط