افتادی از بلندی و آقا سرت شکست

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست
ته مانده های زخمی بال وپرت شکست

 

وقتی عمود آمد وشقّ القمر که شد
تیر کمان میان دو چشم ترت شکست

 

با نیزه های لشگریان زیر و رو شدی
در زیر نیزه ها به خدا پیکرت شکست

 

در لحظه ای که تا شدی و دست وپا زدی
سقا کنار خیمه قد خواهرت شکست

 

بر روی پای فاطمه گفتی بیا اخا
بنگر به نیزه ای کمر لشگرت شکست

 

یک یا حسین گفتی و زینب دلش گرفت
آن لحظه عاقبت نفس آخرت شکست
دیدگاه ها (۶)

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

جنگل نفرین شده پارت ۶

پارت: 26 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای راهروی اصلیِ دبیرستان...

فیک : بین راندها

پارت سوم: وارثان تاریکیـ «چی شده؟»تهیونگ اسلحه‌اش را بالا آو...

part:۸

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

وقتی بهت توجه نمی کرد

افتادی از بلندی و آقا سرت شکست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط