بیدار که شُدم،

بیدار که شُدم،
تَبخال رو لَبم بود،
نمی‌دونم واسه کابوسِ جُدایی دیشبه،
یا جایِ نبوسیدنِ صُبح
دیدگاه ها (۴)

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

من ساعت 3شب که بیدار شدم و پتو رو گرفتم دور خودم از شدت گرما...

عکس از آنیا و دامیان بچه ها نمی‌دونم چرا همشون رو دوست دارم ...

‏🦙[۰۶:۵۷ ~ ۰۶:۵۹ به وقت کلمبیا]این روزا صبح‌ها رو فوق‌العاده...

پارت ۲۱صبح، وقتی بیدار شدم، یک نامه روی میز بود.دست‌خط پدرم ...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط