هر شب مرا با خود میبری

هر شب مرا با خود میبری
میبری به جایی که تاریک است و روشنایی آن تویی
هرشب مرا به اوج میبری
میرسیم به جایی که نگاهت همیشه آنجا بود
ما یکی شده ایم با هم
همیشگی شده عشقمان، بگو از احساست برای من…
همیشه میگویم تو تا ابد برایم یکی هستی ،
یکی که عاشقانه دوستش دارم ، یکی که برایم یک دنیاست….
دنیای زیبایی که درون آنم
ببین یک دیوانه دائم نگاهش به چشمان توست ، من همانم!
دیدگاه ها (۲)

بعضی وقتها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی...

ﺧﯿﻠــــــﯽ ﺣــﺮﻓـــــــ ﺍﺳـﺘــــــــــ ...ﮐــــﻪ ﺗــــﻮ ﻫـــ...

من راز نگاهت را از اینه پرسیدم چشمان نجیبت را از دور پ...

به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست قدم بگذار روی کوچ...

- روشنایی تاریکمن همیشه فکر می‌کردم سفید بودن، یعنی دور موند...

پارت ۲

دامبلدور و گریندل والد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط