, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم

, من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنم
تار و پود عشق را در "تو" تماشا می کنم

بیقراری دل من خنده ی شیرین "تو"....
بیستون سهل است من فرهاد رسوا می کنم

انتظار وصل دارم از شراب چشم "تو"
هی بگو فردا و فردا،باز هم امروز ،فردا می کنم

گر نیندازی نظر بر این دل بی تاب ما
زندگی را بی نگاه های "تو" منها میکنم....!
دیدگاه ها (۲)

بوســـــه کردمبرلب مستت دلم دیوانــه شد ازغم چشمــــان مستت ...

تو...تمنای من یارمن وجان منی...

به ساز عشق میخوانم به یاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ،بی...

ﻣﺎﻩ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮ ﺗﻮ ﺩﯾﺪﻥ ...

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

« The forgotten melody »Part 1باران آرامی می‌بارید و قطره‌ها...

پسر بد (43)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط