به حرف سُهراب چشمـانم را شستم

به حرف سُهراب چشمـانم را شستم
جورِ دیگری هم دیدم
امـا ‌؛
فرقی نمیکرد
تــو بـاز هم عشق بودی..!
.
.
.
.

مونا_واعظی
دیدگاه ها (۱)

تو بهترین و ناب‌ترین حس لحظه‌های منی!💍♥️دلبر تو خوب بلدی چطو...

تو تیکه‌ ی گمشده‌ی روحِ منی.جٰانم آغشته به توست جانم را از‌ ...

ای کـوچـه ی قـدیـمیِ دیـدارِ ما، سلام!دیوارهای خشت بـه خشت آ...

💚💛💚چشم های تـو عجب کهنـه شرابی داردبـه تـو وابسته شدن خانـه ...

یک عصر تابستان

دزیره

نمیتوانم بتو تکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط