من زن خلق شدم ...

من زن خلق شدم ...
نه برای در حسرت یک بوسه ماندن.
برای خلق بوسه ای از جنس آرامش.
من زن نشدم که همخواب آدمهای بیخواب شوم.
زن شدم که برای خواب کسی رویا شوم.
من زن نشدم که در تنهایی ام حسرت آغوش عاشقانه را داشته باشم.
زن شدم تا آغوشی در تنهایی عشقم باشم.
دیدگاه ها (۳)

این روزها پاروها را رها کرده ام و دراز شده ام کف قایقی معلق ...

هوای مُردن بیخ گوش من است. همانجایی که روزی رد نفسهای تو بود...

پرواز کن انگونه که دلت می خواهد..!وگرنه.،،پروازت میدهند انگو...

اینجا به جز دوری تو ......هیچ چیز به من نزدیک نیست

برایت آغوش میشومو عطر تن داغت راتن پوش عشقم می‌ڪُنمو لحظه لح...

می‌دانست در برابر این جهان بی‌رحم که گاهی حتی صدای نفس هایش ...

آغوش فقط تماس دو بدن نیست؛آغوش، پیامی به سیستم عصبی انسان اس...

نرسه مرگ این رویا ....هر شب که می‌رسه با کوله باری از خستگی ...

گاهی، قوی‌ترین مردان هم در سکوت شب، آغوشی امن می‌جویند. جایی...

🔴ما سالهاست با چنین قداستی برای چادر و مادر فیلم نساخته‌ایم....

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

عاشقانه های شبنم

#باغ_انگور #شاعرانه #رویا #کپشن #اینستاگرام«در میان سایه‌سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط