این روزها پارو را رها کرده ام و نشسته ام کف قایقی معلق که
این روزها پارو را رها کرده ام و نشسته ام کف قایقی معلق که به هیچ کجا نمی رود...
می خندم...!
دیگر تب هم ندارم...
داغ هم نیستم...
دیگر به یاد تو هم نیستم...
سرد شده ام، سرد سرد نمی دانم...
شاید...
شاید دق کرده ام...!
کسی چه می داند...
می خندم...!
دیگر تب هم ندارم...
داغ هم نیستم...
دیگر به یاد تو هم نیستم...
سرد شده ام، سرد سرد نمی دانم...
شاید...
شاید دق کرده ام...!
کسی چه می داند...
- ۱.۳k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط