hadi1362
۸۷
پسند
باغبان بود و گل نیلوفرش را میزدند
باغبان بود و گل نیلوفرش را میزدند
دست مولا بسته بود و همسرش را میزدند
اندر ان ساعت نمیدانم چه بر زینب گذشت
او تماشا مینمود و مادرش را میزدند
#یازهرا
دانلود
۶۳۴
۲۳ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (
۱
)
# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...
از رگ گردن به شما نزدیکیم 🇮🇷✌تصویری از یک پستهای برق شهری و...
تکپارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...
پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظهای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...
پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....
🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 2#لینو #فیکشنسه روز بعد ـ عمارت لیل...
فصل دومپارت هفدهم | سایههای دورییک سال گذشته بود...یک سال ا...
🦢 پارت سیوپنجم | برای همیشهیک سال بعد...صدای موسیقی از سالن...
دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 10تقریبا ساعت 5/5 صبح بود چویا ...
𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو میایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین