امشب تمام خویش را از غصه پرپر می‌کنم

امشب تمام خویش را از غصه پرپر می‌کنم
گلدان زرد یاد را با تو معطر می‌کنم
تو رفته‌ای و رفتنت یک اتفاق ساده نیست

ناچار این پرواز را این‌بار باور می‌کنم

یک عهد بستم با خودم وقتی بیایی پیش من

یه احترام رجعتت من ناز کمتر می‌کنم

یک شب اگر گفتی برو دیگر ز دستت خسته‌ام

آن شب برای خلوتت یک فکر دیگر می‌کنم

صحن نگاهت را به روی اشتیاقم باز کن

من هم ضریح عشق را غرق کبوتر می‌کنم

شعریست باغ چشم تو غرق سکوت و آرزو

یک روز من این شعر را تا آخر از بر می‌کنم

گرچه شکستی عهد را مثل غرور ترد من

اما چنان دیوانه‌ام که با غمت سر می‌کنم

زیبا خدا پشت و پناه چشم‌های عاشقت

با اشک و تکرار و دعا راه تو را تر می‌کنم
دیدگاه ها (۵)

حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنمانگار حافظ با من و من با ت...

بر سرت یک شاخه گل خواهم زد از جنس وفاسرنوشتی سبز میخواهم برا...

من کوله بار دردم کی قد من بد آورددوباره خنجر از پشت دوباره د...

آخر یه روز دق میکنم فقط به خاطر تو دنیا رو عاشق میکنم فقط به...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط